Logo
نوشته های من
شهرام گیل‌آبادی

شهرام گیل‌آبادی

عرفا همه شاگرد دل کودکان بوده اند

این آشفته اندیشه‌های اقلیمی که نمی‌دانند از کجا آمده‌اند و به کجا می‌روند. با یک کشمش و با یک مویز نمی‌دانم چه می‌شوند؟ ای آشفته، اسکلت فلزی، فکر، اسکلتی بلورآجین...

ادامه مطلب...

مورچه ها، هم کرگدن می شوند

آدم‌های چرک در عالم، خود را در چیزی غلطانده‌اند که با آب، آتش، خورشید و خاک هم پاک نمی‌شوند. فساد مثل شیری است خوردنی که حتی یخچال هم برایش درمانی نیست. فساد یعنی ۳۰۰...

ادامه مطلب...

آقای دهکده جهانی! تئوری ارتباطی صور اسرافیل را می فهمی؟

امام لحظه‌ها، امام لحظه‌لحظه‌ها وقتی می‌آید آدم‌ها از سراسر عالم در لحظه‌ای با هم ارتباط برقرار می‌کنند. امام زمان یعنی امامی که همه ساعت‌ها با آن کوک می‌شوند و...

ادامه مطلب...

چقدر خرده پاست sms احوالپرسی

وقتی آدم خدا را می بیند که بوی درخت را احساس کند و هیچ کوچه ای را به بن بستی متهم نکند. وقتی باران در تسخیر اندیشه آدم ها گرفتار می شود باد ماهیت خود را گم می کند و شیطان ...

ادامه مطلب...

سه تابلواز توالت

تابلو اول: آدم مهمی که می ماند... جایی رفته بودم کار کنم، یک ماه در آنجا بنایی می ساختند. شاید صدها فرغون خاک از داخل اتاق رئیس بیرون کشیدند. هر روز چند کارگر از صبح می آم...

ادامه مطلب...
برگه‌ی بعد »« برگه‌ی پیش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *